جالب است كه جزئيات زندگي (مثلاً محل و تاريخ وفات‌) او به‌خوبي معلوم نيست‌. اين‌ مي‌تواند ناشي از فعاليت علمي و فلسفي‌اش باشد، كه موجب در حاشيه قرار گرفتنش شده بود. آثار زيادي نوشت (كربس 38 رساله و 2 نامه را برمي‌شمارد)، كه اغلبشان درباب فلسفه و الاهيات است‌.
گزارش ما بايد بيشتر محدود به سه رساله‌ٴ نورشناسي باشد كه موجب شهرت علمي او شده‌ است‌:
1. درباب نور و منشأ آن‌، در 19 فصل كه بيشتر بحث‌هاي فلسفي و كلامي است‌. موٴلف از اوگوستين‌، ارسطو و ابن رشد نقل قول مي‌كند.
2. درباب رنگ‌ها. در 16 فصل‌. بيشتر نقل از ارسطو و ابن‌رشد است‌. ديتريش مي‌كوشد راه‌ ميانه‌اي بين عقايد ابن سينا و ابن رشد درباره‌ٴ توضيح رنگ‌ها بيابد. او نظريه‌اي را براي توضيح‌ رنگ‌ها عرضه مي‌كند كه مي‌توان آن را بازتاب كلي دروني در اجسام شفاف ناميد و مدعي است به‌ سبب شكست و بازتاب داخلي‌، حتي شفاف‌ترين اجسام هم ممكن است عمل آينه را انجام دهند.
3. درباب رنگين‌كمان و توضيح تابش آن‌، كه از دو رساله‌ٴ ديگر خيلي مفصل‌تر و مهم‌تر است‌. اين رساله در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1304 تا 1310 نوشته شده و از علم احداث جو نورشناختي‌، به‌ويژه‌ رنگين‌كمان‌، بحث مي‌كند و شامل 57000 كلمه در چهار بخش و 103 فصل است‌. بخش اول در كليات‌ است و بخش‌هاي دوم و سوم درباره‌ٴ رنگين‌كمان اصلي و فرعي و بخش چهارم از ساير پديده‌هاي نوري‌ بحث مي‌كند. در بخش اول (17 فصل‌) پديده‌هاي نوري آسمان به دو رده تقسيم شده‌اند، طبيعي (از قبيل ستارگان دنباله‌دار، شهاب‌ها، ابرها و مه‌) و تابشي (تابش اجسام نوراني‌، هاله‌ها). موٴلف بيشتر به‌ رده‌ٴ دوم توجه دارد، يعني به تشعشعي كه ((نور)) از آن ((تشكيل‌)) مي‌شود. اين تشعشع‌ها چگونه بر ما اثر مي‌كنند، چگونه به چشم مي‌رسند؟ پانزده نوع پديده‌ٴ نوري در جو را برمي‌شمارد. بحث از رنگين‌كمان‌ (بخش دوم و سوم‌) بالغ بر 60 فصل را در بر مي‌گيرد، بخش چهارم (26 فصل‌) بيشتر راجع به هاله‌ها، هم‌چنين درباره‌ٴ مه است‌. منابعي كه از آنها نقل قول كرده‌، عبارت‌اند از ارسطو، اصول اقليدس‌، اُكَر تئودوسيوس‌، مجسطي‌، بوئتيوس‌، و كتاب المناظر ابن هيثم‌.
ولي مهم‌ترين مأخذش همين كتاب آخرالذكر است كه بر بسياري نويسندگان غربي از راجر بيكن تا كپلر تأثير داشته است‌. رساله‌ٴ ديگر ابن هيثم (؟) كتاب شفق‌، توسط ژرار كرمونايي‌ (دوازدهم 20)، و كتاب المناظر هم احتمالاً در همان زمان و نه چندان ديرتر، ترجمه شده است‌.
اصيل‌ترين بخش نورشناسي ديتريش نظريه‌ٴ رنگين‌كمان اوست كه از كائنات جو ارسطو و شرح‌هاي آن و از ابن هيثم اقتباس كرده است‌. براساس توضيح ديتريش اشعه‌ٴ خورشيد در قطرات‌ باران توليد دو شكست و يك بازتاب مي‌كند (يعني در رنگين‌كمان اصلي‌؛ چون در رنگين‌كمان‌ فرعي مستلزم بازتاب دروني دومي است كه او آن را در نظر گرفته است‌، اين بازتاب دوم موجب‌